وبلاگ امام زمان(عج)

* يااباصالح * يامـوعود * ياحجة الله * يابقية الله *

بنابر روایت حضرت جهان را از عدالت پر می کند همانگونه که از ظلم و جور پرشده ، پس چطور می شود که خود امام به دست زن یهودی ظالم کشته می شود؟ مگر جهان از ظلم پاک نشده است؟؟؟؟

امام زمان عدالت را بر جهان حاکم میکند جو حاکم و غالب بر جوامع عدالت و حق است همچنانکه قبل از ظهور حضرت جو غالب و حاکم بر جامعه ی بشری ظلم و فساد و تباهی است . پس از ظهور عدالت در جامعه برپاست اما اختیار و اراده از انسان سلب نمیشود انسان موجودی مختار است انسانها ممکن است همانند همه ی دوران زندگی بشر گناه مرتکب شوند اما نه به نحوی که فساد و تباهی و ظلم حاکم بر جوامع باشد.
علائم و نشانه‏هاى ظهور كه هر یك نویدى از نزدیك شدن ظهور آن حضرت(عج) است فراوان است كه به ذكر علائم حتمی اكتفا مى‏كنیم:
1- خروج سفیانى: سفیانى مردى از نسل ابوسفیان است كه پیش از ظهور حضرت خروج مى‏كند و پس از ظهور با امام مى‏جنگد. امام صادق(ع) فرمود: «ما و خاندان ابوسفیان دو خاندانى هستیم كه بر سر دین خدا با هم دشمنى داریم. ما سخن خداوند را تصدیق كردیم و آنان تكذیب كردند. ابوسفیان با پیامبر(ص) مبارزه كرد و معاویه با على(ع) و یزید با حسین بن على(ع) به مخالفت برخاستند و سفیانى نیز با قائم(عج) خواهد جنگید، (بحارالانوار، ج 52، ص 182).
2- خسف در بیداء: خسف ؛ یعنى، فرو رفتن و بیداء سرزمین بین مكه و مدینه است و مراد از آن فرو رفتن لشكر سفیانى در زمین است. على(ع) فرمود: در آستانه ظهور قائم ما، مهدى(عج) سفیانى خروج مى‏كند. سپاه وى به سوى مدینه حركت مى‏كند و چون به سرزمین بیداء مى‏رسند خداوند آنها را در كام زمین فرو مى‏برد، (ینابیع الموده، قندوزى، چاپ بصیرتى، ص 427).
3- خروج یمانى: سردارى است از یمن كه قیام كرده و مردم را به حق و عدل دعوت مى‏كند. امام صادق(ع) فرمود: قیام خراسانى و سفیانى و یمانى در یك سال و یك روز خواهد بود و در این میان هیچ پرچمى به اندازه پرچم یمانى دعوت به حق و هدایت نمى‏كند، (كتاب‏الغیبه، نعمانى، ص 252). ظاهراً خراسانى نیز دعوت به حق مى‏كند.
4- قتل نفس زكیه: نفس زكیه؛ یعنى، انسان پاك. امام باقر(ع) فرمود: «بین ظهور مهدى(عج) و كشته شدن نفس زكیه بیش از پانزده شبانه‏روز فاصله نیست»، (الارشاد، ج 2، ص 374).
5- صیحه آسمانى: ظاهراً صدایى است كه در آستانه ظهور از آسمان شنیده مى‏شود. امام باقر(ع) فرمود: «ندا كننده‏اى از آسمان نام قائم را ندا مى‏كند پس هر كه در شرق و غرب است آن را مى‏شنود، (كتاب الغیبه، نعمانى، ص 252).

+ نوشته شده در  87/02/23ساعت 20:21  توسط یا ابا صالح  | 

آثار مثبت و منفى غيبت

آثار مثبت و منفى غيبت

  ايمان به حضرت مهدى (عليه السلام) سبب رشد فكر و اميد است، ايمان به مهدى موعود و احتمال آنكه هر ساعتى ممكن است آن حضرت ظهور فرمايد در پاك دلان و شايستگان اثرى ژرف و سازنده دارد; آنان خود را آماده مى سازند و از ظلم ها و تجاوزها دورى مى جويند و به عدالت و برادرى عشق مىورزند تا توفيق يارى امام(ع) و درك محضرش را بيابند و از ديدار و زيارتش محروم نشنود و به آتش دورى و ناخوشنودى آن گرامى نسوزند. ايمان به حضرت مهدى(ع) كه زير بار هيچ حكومتى از حكومتهاى فاسد و ستم پيشه نرفته است حالتى در پيروانش بوجود مى آورد كه در برابر هر ظالم و طاغوتى مقاومت كنند و زير بار او نروند و او را نفى نمايند.
ايمان به ظهور آن گرامى نبايد موجب شود كه مسلمانان امور را به آينده واگذار كنند و گوشه گيرى و انزوا پيش گيرند و در امور امروز و فردا و تسلط كفار واشرار را بپذيرند واز كوشش در راه ترقى عملى و صنعتى دريغ ورزند و به اصلاحات اجتماعى دست نزنند.
اين پندار كه ايمان به ظهور مهدى (عليه السلام) موجب سستى و مسامحه و فتور مى گردد باطل است، مگر امامان معصوم و شاگردان پرتلاش و پايدار آنان به ظهور قائم (عليه السلام) ايمان نداشتد، مگر علماء بزرگ اسلام به آن گرامى معتقد نبودند; در عين حال از كوشش باز نمى ايستادند وبراى اعلاى كلمه اسلام از هيچ فداكارى و تلاشى خوددارى نمى كردند، و هرگز از مسؤليتهاى خويش طفره نمى رفتند و به وظايف سنگين خود مى پرداختند و نقش سازنده خويش را با كمال اميد پياده مى كردند.
مسلمانان صدر اسلام از پيامبر عزيز اسلام شنيده بودند كه اسلام پيش مى رود و فتوحاتى بزرگ در پيش دارند، اما اين بشارتها موجب سستى و كناره گيرى آنان نشد بلكه بر تلاش آنان افزود و با پايمردى و فداكارى به هدف رسيدند.
امروز هم مسلمين عهده دار مسؤليتهاى بزرگى هستند كه بايد با استفامت به انجام برسانند، و موقعيت را بشناسند و از فرصتها به خوبى استفاد نمايند، و هميشه در صحنه حاضر باشند و از منكرات منع و معروف را نشر و عملى نمايند، و از نفوذ دشمن جلوگيرى به عمل آورند، و در برابر هجومهاى فكرى و اقتصادى و سياسى و نظامى دشمن به دفاع از اسلام و مسلمين بپردازند، و هر چه بهتر و بيشتر خود سازى كنند تا قابليت درك و يارى امام عصر ارواحنا فداه در آنان تثبيت شود و مورد لطف او قرار گيرند، و زمينه را هر چه بيشتر براى ظهور آن گرامى فراهم آورند.
امير مؤمنان على (عليه السلام) از پيامبر عزيز اسلام (صلى الله عليه وآله) نقل فرموده است:
افضلُ العبادةِ انتظارُ الفرج انتظار فرج حضرت بقيه الله (عليه السلام) برترين عبادت است.
و نيز چهارمين امام زين العابدين (عليه السلام) فرمودند: غيبت امام دوازدهم طولانى مى شود، و مردم زمان غيبت او كه معتقد به امامت ا و منتظر ظهور او باشند برتر از مردم همه زمانها خواهند بود، زيرا خداى متعال از عقل و فهم و معرفت به آنان بحدى عطا كرده كه زمان غيبت نزد آنان مثل زمان حضور امام (ع) است، و خدا آنان را در آن زمان بمنزله مجاهدين در ركاب رسول خدا قرار داده است، آنان براستى مخلصند و واقعاً شيعه ما هستند، و آنانند كه در سر و پنهان مردم را به سوى خدا مى خوانند.
و فرمود:انتظار الفرج من اعظم الفرج درانتظار فرج بودن از بزرگترين فرج است.
مرحوم آية الله سيد صدر الدين صدر مى نويسد:
انتظار، مراقبت حصول و تحقق امر مورد انتظار است، پوشيده نيست كه آثار انتظار حضرت مهدى(ع) از اصلاح خود و اصلاح اجتماع به ويژه اجتماع اماميه(شيعه) به شرح زير است.
1ـ انتظار خود بخود تمرين و رياضت مهمى براى نفس انسان است تا آنجا كه گفته شدهالانتظار اشد من القتل و لازمه انتظار مشغول داشتن قوه متفكره و توجه دادن و جمع كردن نيروى فكر و خيال به سوى مطلب مورد انتظار مى باشد، و اين كار قهراً دو فايده در بر دارد:
الف ـ نيروى فكرى انسان موجب افزايش نيروى عمل مى گردد.
ب ـ انسان توانائى و قدرت متمركز كردن حواس و نيروى خود را پيرامون موضوع واحدى پيدا مى كند. و اين دو فايده ازمهمترين امورى است كه انسان در معاد و معاش خود به آن نياز دارد.
2ـ انتظار موجب آسانى مصيبت ها و مشكلات بر انسان مى شود، زيرا مى داند در معرض جبران و برطرف شدن هستند، و چقدر تفاوت است ميان مصيبتى كه انسان بداند تدارك و جبران مى شود و مصيبتى كه تدارك و جبران آن معلوم نيست; بويژه آنكه احتمال تدارك و جبران نزديك باشد; حضرت مهدى (عليه السلام) با ظهور خود زمين را پر از قسط و عدل مى سازد(و همه مصيبتها را برطرف مى نمايد).
3ـ لازمه انتظار آنست كه انسان شوق و علاقه پيدا مى كند كه از اصحاب امام عصر(عج) و شيعه او بلكه از انصار و ياوران او شود، و لازمه اين علاقه سعى و تلاش در اصلاح نفس و تهذيب اخلاق است تا شايستگى مصاحبت با آن گرامى جهاد در حضور او را پيدا كند; آرى اين نيازمند به اخلاق اسلامى است كه امروز در جامعه ما كمياب است.
4ـ انتظار همانطورى كه موجب اصلاح نفس فرد بلكه ديگرى مى گردد، موجب مى شود كه انسان به تهيه مقدمات و شرايطى بپردازد كه موجب غلبه حضرت مهدى (عليه السلام) بر دشمنانش گردد،و لازمه اين هدف تحصيل معارف و علوم و صنايعى است كه هدف نيازمند آنهاست بويژه آنكه معلوم شده غلبه آن گرامى بر دشمنانش بطريق عادى خواهد بود، اين ها برخى از آثار انتظار راستين است.
مرحوم مظفر مى نويسد: انتظار مصلح جهان و نجات دهنده آنان كه بر حقند، حضرت مهدى(ع) به آن معنى نيست كه در اجراى حقايق دين دست روى دست گذاشته و كارى انجام ندهند، بخصوص در واجبات دينى مانند جهاد در راه اجراى قوانين دين امر به معروف و نهى از منكر نمى توان از خودسلب مسؤليت كرد، چرا كه مسلمان در هر حال موظف است به احكام خدايى عمل كند و رد راه شناخت درست آن گام بردارد، و تا مى تواند امربه معروف و نهى از منكر كند و روانيست به بهانه انتظار مصلح از عمل به واجبات سر باززند; انتظار هيچگونه تكليفى را از مسلمان ساقط نمى كند و هيچگونه عملى را به تأخير نمى اندازد.
بدين ترتيب بديهى است كه شيعه در زمان غيبت نيز در امتحان و آزمايش بزرگى قرار ميگيرد، و بايد ازسويى دين خود را حفظ كند و از سوى ديگر زمينه سازى نمايد تا در ركاب آن گرامى به نصرت اسلامى بپردازد، و بسيارى ازمردم در اين امتحان و آزمايش موفق نخواهند بود.
جابر جعفى مى گويد به امام باقر (عليه السلام) عرض كردم: فرج شما چه وقت است؟
فرمودند:هيهات، هيهات. فرج ما نمى تواند تا غربال شويد، سپس غربال شويد.امام (ع) سه بار اين جمله را تكرار كردند تا مردم كدر بروند و مردم صاف باقى بمانند.
آرى انتظار اين خاصيت را دارد كه پس از انجام وظايف و بذل كوشش باز يأس و نا اميدى ندارند و منتظر و اميدوارند كه فرج از سوى خدا برسد.
و نيز از جمله آثار مهم غيبت اين است كه بشريت در اين دوران توان خود را بكار مى گيرد و به تجربه در مى يابد كه بدون وحى و الهام و امدادهاى غيبى نمي توان كاروان بشريت را به مقصد اصلى و نهايى كه قرب به خداست رساند و عاقبت بايد در مقابل وحى و تعليمات الهى و آسمانى سر تسليم فرود آورد.

+ نوشته شده در  87/02/23ساعت 20:19  توسط یا ابا صالح  | 

فايده امام غايب

فايده امام غايب

  وجود امام، هدف اصلى نظام خلقت و رابطه ميان عالم مادى و عالم ربوبى است .امام سجاد(ع)مى فرمايد: ما امان اهل زمين هستيم، چنان كه ستارگان، امان اهل آسمان اند. به واسطه ماست كه آسمان به زمين فرود نمى آید.... به واسطه ما باران رحمت حق، نازل و بركات زمين خارج مى شود. ما اگر روى زمين نبوديم، زمين اهلش را فرو مى برد(1)
بديهى است كه حضورو غيبت او در ترتب اين آَثار تفاوتى ندارد. حضرت در ادامه مى فرمايد: تا حال هيچ وقت، زمين ازحجَت خالى نبوده است، ولى آن حجت، گاهى ظاهر وگاهى غايب است راوى مى گويد: گفتم: مردم چگونه ازامام غايب بهره مى برند، فرمود: همان گونه كه ازخورشيد پشت ابر بهره مى برند.
(2) فايده ديگر اين است كه امامى كه غايب است و قراراست در آينده ظهور كند، انتظار مى آفريند، و انتظار مايه اميدوارى است. اميدوارى به آينده اى روشن، چراغ راه وازبزرگترين اسباب موفقيت و پيشرفت است . اين ويژگى، مختص شيعه است كه به انتظار اعتقاد دارد، ولى در ساير فرقه ها- به جهت عدم اعتقاد به چنين امرى- احساس پوچى و يأس فراوان است. پس فوائد وجودى امام غايب، پوشيده نيست، بلكه او همانند آفتاب پشت ابر، براى موجودات نافع و مفيد است. براى آگاهى بيشتر به فايده وجودى امام، به زيارت جامعه مراجعه كنيد.(3)
فايده حضرت وجود حضرت مهدى (ع)منافع بسيارى داردكه برچند گونه است:
قسم اول: منافع آن حضرت، چه غائب باشد و چه ظاهر و آن بر دو نوع است:1 تمام خلايق در آن شریك هستند مانند: زندگى و بقاى در جهان. 2. افاضات علمى و عنايات ربانى كه به مؤمنين اختصاص دارد مانند: واضح نمودن وقت نمازهاى يوميه و...
قسم دوم: منافع زمان غیبت آن حضرت، آن هم بر دو نوع است
1- مخصوص به مؤمنين است و آن بسيار است، مانند: ثواب هاى بسيارى كه بر انتظار زمان ظهور آن جناب مترتب است.
2- مخصوص كافرين و منافقين است و آن مهلت دادن و تأخير عذاب آن هاست
قسم سوم :منافع زمان ظهور آن حضرت است و آن دو نوع است:
1- شامل تمام موجودات مى شود. مثل انتشار نور، ظهور عدلش و امنیت راه هاى بلاد و ظهور بركات زمين و...
2- مخصوص مؤمنين است كه بر دوگونه است: الف: براى زندگان آن ها و آن بهره ورى شرف حضور آن حضرت و استفاده ازنور آن جناب و فراگرفتن ازعلوم آن بزرگوار و برطرف شدن بيمارى ها وگرفتارى ها و بلاهاازبدن هاى ايشان است. ب: براى مردگان آن ها:ازجمله خوشحالى ظهور آن حضرت در قبرهاى شان، وازجمله منافع براى اموات مؤمنين، زنده شدن آن ها است .(4)

  1- نجم الثاقب باب دوم.
2- بحار الانوار، ج52ص، 92.
3- همان
4- مكيال المكارم، ج 1 ص 271.

+ نوشته شده در  87/02/23ساعت 20:18  توسط یا ابا صالح  | 

فلسفه انتظار

   

فلسفه انتظار

  فلسفه انتظار، دميدن روح اميدوارى و پايدارى است.
انتظار و عقيده به ظهور مصلح، شيعه را در جريان زمان، براى مقاومت پرورش داد و جامعه شيعه را از زوال نگاه داشت و تا امروز، اين عقيده، عامل بقاى شيعه و پايدارى اوست.
شيعيانى كه با وضعيت اسفبار حكومت بنى امیه و بنى عباس، روبه رو شده بودند، اگر منتظر وآينده بين نبودند و اعتقاد به پيروزى حق و عدالت نداشتند، هرگز براى شان حال مقاومت باقى نمى ماند و از دگرگون شدن اوضاع نا اميد مى شدند و ريشه هر حركت و پايدارى در آن ها خشك مى شد
. اما قرآن كريم بشارت داده و پيامبر اكرم (ص (وحضرت على(ع) نيز وعده داده اند كه اين دين، پايدار مى ماند و هميشه، حق پيروز است. پس از رحلت رسول خدا(ص) تا به امروز، ريشه همه حركت ها ونهضت هاى شيعه عليه باطل، همين فلسفه انتظار و عقيده به ادامه مبارزه حق وباطل بوده است.
اين همان فلسفه اى است كه در اديان گذشته نيز مايه اميدوارى پیروان آن ها و مشوق آنان به پايدارى بوده است.
پس فلسفه انتظار، مانند يك عامل و ماده حياتى مهم، در تمام اديان آسمانى وجود داشته و رمز بقا و موجوديت آنان بوده است و اكنون هم از عوامل بقاى جامعه مسلمانان است(1)
.

+ نوشته شده در  87/02/23ساعت 20:17  توسط یا ابا صالح  | 

نيايش حضرت مهدی(ع) [امام زمان]

نيايش حضرت مهدی(ع) [امام زمان]


"به نام خدا"

 

نیایش حضرت مهدی (عج) بعد از تولد:

بر بازوی حضرت مهدی (عج) این آیه ی شریفه نوشته شده بود که:

جاءَ الْحَقِّ و زَهَقَّ الباطِلِ ، إنَّ الباطِلَ کانَ زَهُوقاً (سوره اسراء آيه ي 81)

و در سجده خویش می فرمود:

" أشْهَدُ أنْ لا إلهَ إلاَّ الله ، وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ و أنَّ جَدّی مُحَمَّداً رَسُولُ ألله وأنَّ أبی أميرَالمُومِنينَ وَلِيُّ اللهِ ......":

يعني گواهی می دهم که خدایی جز خدای یکتا ، که شریک و همتایی ندارد، نیست و جدّ گرانقدرم محمّد پیام آور اوست و پدر والایم امیر المؤمنین علی (ع) دوست و جانشین پیام آور خداست.(آنگاه امامان نور را یکی پس از دیگری نام برد تا به امام حسن عسگری علیه سلام رسید ، سپس فرمود بار خدایا ، آنچه را که به من وعده فرمودی محقّق بخش و کار بزرگم را در پرتو قدرتت تدبیر فرما! و گام هایم را در قیام پر شکوه آسمانیم برای بر انداختن بیداد و ستم ، و استقرار کامل عدالت و مهر در سراسر گیتی استوار ساز و به دست من زمین را از عدل و داد لبریز فرما.)

حضرت امام زمان (عج) وقتی هفت روزه بودند لب به سخن گشودند و پس از حمد خدای بزرگ و پیامبر و امامان معصوم ، وقتی به اسم خود رسیدند سکوت کردند و بعد این آیه ی شریفه را خواندند: وما بر آنیم که به ضعیف شدگان و پایمال شدگان روی زمین نعمت دهیم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم و آنان را در آن سرزمین تمکن و اقتدار بخشیم و به فرعون و هامان و هامان و سپاهیانشان چیزی را که از آن در ترس و بیم بودند به آنان نشان دهیم.

خداوند در قرآن کریم می فرمایند:

 بگو هر کس که گمراه باشد ، پس خداوند به او مهلت طولانی دهد تا آنچه را وعده داده شده اند ببینند یا عذاب در دنیا و یا آمدن قیامت پس بزودی خواهند فهمید جایگاه چه کسی شرّ و چه کسی سپاهش ضعیفتر است.(سوره مریم آیه ی 75)

+ نوشته شده در  87/02/23ساعت 20:16  توسط یا ابا صالح  | 

تعيين وقت ظهور! [امام زمان]

تعيين وقت ظهور! [امام زمان]


به نام خدا

حضرت امام صادق (ع) فرمودند:هر یک از مردم که وقت ظهور امام زمان (ع) را برای تو تعیین کرد ٬از دروغگو خواندن او ترسی به خود را ه مده . ما اهل بیت ٬ برای هیچ کس زمان ظهور حضرت مهدی (ع) را مشخص نمی کنیم.

بحار الانوار :۵۲/۱۰۴ ح ۸ ٬ به نقل از غیبت شیخ طوسی


+ نوشته شده در  87/02/23ساعت 20:15  توسط یا ابا صالح  | 

آیا درست است كه میگویند امام مهدی از مكه ظهور میكند و  سوار بر ابر به بغداد می آید
پاسخ :
طبق روایات قطعی الصدور ظهور امام مهدی (عج) از شهر مكه و كنار كعبه معظمه می باشد ، از آنجاییكه قیام حضرت در منطقه خاورمیانه است حضور حضرت در عراق نیز خواهد بود و با توجه به امكان طی طریق برای امام معصوم ممكن است مسافتهای طولانی برای حضرت در زمان كوتاهی انجام گیرد.
اما مسأله سوار بر ابر شدن گرچه در بعض روایات ذكر شده اما بدون شك معنای ظاهری آن مورد نظر نبوده و شاید كنایه از همان طی مسافتهای طولانی در زمان كوتاه باشد


+ نوشته شده در  87/02/23ساعت 20:14  توسط یا ابا صالح  | 

نكاتى پيرامون 313 يار مخصوص حضرت مهدى (عج)

نكاتى پيرامون 313 يار مخصوص حضرت مهدى (عج)

پيرامون 313 يار مخصوص وويژه امام زمان به دو نكته مهم اشاره مى نماييم:

1 ـ تواتر حديث 313 نفر

در همه جا معروف است و در كتابهاى مربوط به امام زمان (عج) نوشته شده كه هنگام ظهور آن حضرت 313 نفر ياران مخصوصش به او مى پيوندند و همچون كوه در برابر حوادث ايستادگى كرده و همراه امام ع هستند و اين حديث 313 نفر در كتب معروف مانند بحار الانوار و اثبات الهداة و منتخب الاثر...آمده است.

2 ـ ويژگيهاى مخصوص ياران خالص يعنى 313 نفر از ديدگاه روايات

الف) امام مهدى (عج) در انتظار آنها به سر مى برد:

هنگام ظهور امام قائم ع آن حضرت قبل از آنكه كنار كعبه برود و تكيه بر كعبه كند و صداى دل آراى خود را بلند كرده و به جهانيان برساند، در مكانى به نام ذى طوى در انتظار 313 نفر از ياران خاصش توقف مى كند تا اينكه آنها مى آيند و به آن حضرت مى پيوندند... و از آنجا همراه امام به كنار كعبه مى روند...

ب) 313 نفر از اطراف جهان جمع مى شوند

امام باقر ع مى فرمايد :

خداوند براى حضرت قائم (عج) از دورترين شهرها به تعداد جنگاوران جنگ بدر، 313 مرد را جمع مى كند.

ج) 313 نفر نخستين بيعت كنندگان با حضرت قائم (عج) هستند.

هنگام ظهور نخستين كسانى كه پس از جبرييل امين ع با امام قائم (عج) بيعت مى كنند، همين 313 نفر هستند و اين مطلب در احاديث آمده است.

البته بايد توجه داشت كه آغاز ظهور ياران امام زمان 313 نفرند و گرنه بطور سريع برياران آن حضرت افزوده مى شود، بطورى كه در همان آغاز به 000/10نفر مى رسند.

د) 313 نفرجانبازن سلحشورند

امام سجاد ع مى فرمايد:

اين 313 نفر در حدّى از ايثار و جانبازى و شجاعت و سلحشورى هستند كه دشمنان قائم جمع مى شوند تا آن حضرت را به قتل برسانند، همين 313 نفر با دفاع قهرمانانه در راه آن حضرت دشمنان را دفع مى كنند.

هـ) 313 نفر پرچمداران و حاكمان روى زمين هستند.

امام صادق ع فرمود:

گويا امام قائم (عج) را بر بالاى منبر كوفه مى نگرم كه يارانش 313 نفر مرد به تعداد جنگاوران مسلمانان جنگ بدر ـ اطرافش را گرفته اند اين ياران پرچمداران و حاكمان بر مردم در زمين از جانب خداوند هستند.

و) 313 نفر امت معدوده و همچون پاره هاى ابرهاى متراكم هستند

در قرآن مى خوانيم ـ هر جا كه باشيد، خداوند همه شما را حاضر مى كند ـ در تفسير اين آيه شريفه امام باقر ع مى فرمايد:

منظور ياران قائم (عج) اند كه 313 نفرند، به خدا سوگند منظور از امت معدوده كه (در سوره هود آمده) آنها هستند. به خدا سوگند در يك ساعت همگى جمع مى شوند، همچون پاره هاى ابر پائيزى كه بر اثر باد جمع و متراكم مى گردد.

ز) 313 نفر ركنها و پايه هاى خلل ناپذير و پشتيبانان محكمند

امام صادق در تفسير آيه 70 سوره هود كه در آن آمده، حضرت لوط به قوم سركش و تبهكار خود گفت، «لو أن ّ لى بكم قوّة او آوى الى ركن شديد»فرمود.

منظور از قوة همان قائم (عج) است و منظور از ركن (پشتيبان محكم) 313 نفر از يارانش هستند.

ح) امام باقر ع فرمود:

امام قائم (عج) داراى 313 نفر ياور است كه اين افراد از عجم هستند، برخى از آنها در روز بر روى ابر سوار شده و راه مى روند و به نام و پدر و اوصاف و نسب معروفند .

ط) دست خدا بالاى سر حضرت مهدى (عج) و يارانش است .

اين مطلب از آيه شريفه «ان تنصروالله ينصركم و يثبّت اقدامكم» استفاده مى شود.

ى) 50 نفر از 313 نفر يار مخصوص امام زمان (عج) از زنان هستند.

امام باقر ع مى فرمايد: سوگند به خدا سيصد و اندى نفر مرد مى آيند كه در ميانشان 50 نفر زن هستند، آمدنشان همچون ابرهاى پاييزى است.

+ نوشته شده در  87/02/23ساعت 19:57  توسط یا ابا صالح  | 

نامه های امام مهدی(عج) به شیخ مفید

نامه های امام مهدی(عج) به شیخ مفید

نامه١
اما بعد! درود بر تو اي دوست پراخلاص در دين خدا!
اي آنكه در عشق و ايمان به خاندان وحي و رسالت به اوج آگاهي و يقين پر كشيده اي!

ما در نامه خويش به سوي تو, آفريدگار بي همتايي را كه جز او خدايي نيست,  سپاس گفته و از بارگاه او بر سرور و سالار و پيام آورمان محمد(ص) و خاندان گرانقدر و پاك او درود و رحمت جاودانه مي طلبيم.

 

و به تو كه خداوند براي ياري حق توفيقت ارزاني داشته, پاداشت را بخاطر سخنان جاودانه اي كه با صداقت از جانب ما مي گويي, كامل و افزون سازد! اعلام مي داريم كه به ما (از جانب آفريدگار هستي) اجازه داده شده است كه تو را به افتخار دريافت نامه و پيام كتبي مفتخر ساخته و تورا مسئول سازيم كه آنچه را به تو مي نگاريم, همه را به دوستان راستين ما كه در قلمرو پيام رسانيت هستند, برساني.

 

 به آن دوستان و شيفتگاني كه خداوندبه بركت فرمانبرداري از حق, گراميشان بدارد  و در پرتو حراست و عنايت خود به آنان, كارهايشان را كفايت و مشكلاتشان را مرتفع سازد.

 

از اين رو به آنچه يادآوري كرديم, آگاه باش كه خداوند با ياريش تو را در برابر دشمنانش كه از مرزهاي دين او بيرون رفته اند, تأييد فرمايد و نيز در كار بزرگ رسانيدن آنچه كه به خواست خداوند بر تو يادآوري و ترسيم خواهيم نمود به  كساني كه بدانها اطمينان و اعتماد داري, عمل نما!
گرچه, ما اينك آنچه خداوند( بر اساس حكمت خويش ) براي ما و پيروان  باايمانمان , صلاح انديشيده است, تا هنگامي كه حكومت دنيا در دست فاسقان واستبدادگران است, در مكاني دور از قلمرو بيدادگران سكونت گزيده ايم, اما بر اوضاع و اخبار شما و جامعه شما به خوبي آگاهيم. چيزي از رخدادهاي زندگي شما بر ما پوشيده نمي ماند و شرايط غمبار و دردناكي كه شما بدان گرفتار آمده ايد, آنگونه كه هست براي ما شناخته شده است؛ از آن زماني كه بسياري از شما به راه و رسم ناپسندي كه پيشينيان شايسته كردارتان از آن دوري مي گزيدند, روي آورده و پيمان فطرت را, به گونه اي پشت سر انداختيد كه گويي هرگز بدان آگاه نيستيد ...

 وآنگاه (به كيفر گناهان) به اين شرايط غمبار و خفت انگيز گرفتار گشتيد.

 

ما از سرپرستي و رسيدگي به امور شما كوتاهي نورزيده و ياد شما را از صفحه خاطر خويش نزدوده ايم؛ كه اگر جز اين بود، موج سختيها بر شما فرود مي آمد و دشمنان بدخواه و كينه توز، شما را ريشه كن  مي ساختند.

 

پس پرواي خداوند را پيشه سازيد و از ( اهداف بلند آسماني ) ما پشتيباني كنيد  تا شما را از فتنه اي كه به سويتان روي آورده است و شما اينك در لبه پرتگاه آن قرار گرفته ايد نجات بخشيم. از نگون بختي و فتنه اي كه هر كس مرگش فرا رسيده باشد در آن نابود مي گردد و آن كس كه به آرزوي خويش رسيده باشد, از آن دور مي ماند, و آن فتنه, نشانه اي از نشانه هاي نزديك شدن جنبش ماست و پخش نمودن خبر آن به دستور ما, بوسيله شماست.

 

 خداوند نور خود را, گرچه شرك گرايان را, خوش نيايد, كامل خواهد گردانيد.

 

از برافروختن و شعله ور ساختن آتش پرشراره جاهليت كه گروههاي اموي مسلك، آن را برافروخته و گروه هدايت يافتگان را بوسيله آن مي ترسانند, به سپر دفاعي « تقيه » پناه برده و بدان چنگ زنيد! من نجات آن كسي را تضمين مي كنم كه در آن فتنه براي خود, موقعيت و جايگاهي نجويد و در انتقاد و عيبجويي از آن به  راهي خداپسندانه گام سپارد.

 

از رويدادي كه به هنگامه فرارسيدن جمادي الاول امسال روي خواهد داد, عبرت آموزيد و از خواب گراني كه شما را ربوده است, براي رخداد سهمگين از آن

 بيدار شويد. بزودي نشانه اي روشن از آسمان و نشانه اي روشن از زمين پديدار خواهد گشت.

 

در شرق عالم رويدادهاي اندوهبار و دلهره آور رخ خواهد گشود و آنگاه گروههايي كه از اسلام بيرون رفته اند, بر عراق سلطه خواهند يافت. بر اثر سياست

ناهنجار آنان, مردم دچار تنگي معيشت و روزي

مي شوند و پس از مدتي بر اثر  نابودي استبدادگري بدكار, رنجها و دردها برطرف خواهد شد و آنگاه پرواپيشگان درست انديش و شايسته كردار, از نابودي او شادمان خواهند شد.

 

مردمي كه از نقاط مختلف كره زمين به زيارت خانه خدا مي روند, هرچه  بخواهند در دسترس آنان قرار خواهد گرفت و ما در آسان ساختن سفر حج آنان مطابق دلخواهشان نقش و موقعيت ويژه اي خواهيم داشت كه در پرتو نظم و تدبير و انسجام, آشكار مي گردد.

 

از اين رو هريك از شما بايد با همه وجود و امكانات به كارهايي بپردازيد كه او را به دوستي ما نزديك مي سازد و از كارهايي كه ناخوشايند و موجب خشم و ناراحتي ما مي گردد, به شدت دوري جوييد, چرا كه فرمان مل بطور ناگهاني فرا مي رسد, در شرايطي كه بازگشت و توبه سودي نبخشيده و پشيماني از گناه  و زشتكاري, او را از  كيفر عادلانه ما, رهايي نخواهد داد.

 

خداوند, راه رشد و رستگاري را به شمايان الهام بخشد و وسايل پيروزي به مهر  و لطف خويش, برايتان فراهم آورد هان اي برادر پر مهر و پر اخلاق و باصفاي در محبت! و اي يار و ياور باوفاي ما!

 

اين نامه ما بسوي توست, خداوند به چشم بيداريش كه هرگز آن را خواب نمي گيرد, تو را حفظ كند, اين نامه را نگهدار و آنچه را برايت نگاشته ايم به كسي نشان مده و هيچ كسي را از محتواي آن آگاه مساز و آنچه در اين نامه است تنها به افراد مورد اعتماد خويش بازگو و به خواست خداوند پيروان ما را به عملكرد بر طبق محتواي  آن, سفارش كن و درود خدا بر محمد و خاندان پاك و پاكيزه اش باد!


نامه٢
درود خدا بر تو اي ياري رسان حق! و آنكه با گفتار راستين و شايسته, مردم را بسوي حق فرا مي خواني!

ما در نامه خويش به سوي تو, خداي جهان آفرين را كه خدايي جز او نيست (و) خداي ما و خداي نياكان (گرانقدر) ما است, سپاس مي گذاريم و از بارگاه با عظمتش  بر سرور و سالارمان محمد(ص) آخرين پيام آور خدا و خاندان پاك و مطهرش,  درودي جاودانه مي طلبيم.

 

و بعد,! دوست راه يافته به حقيقت! خداوند بدان وسيله اي كه به سبب دوستان ويژه خود, به تو ارزاني داشته است, وجودت را حفظ و تو را از نيرنگ دشمنانش

حراست فرمايد.

 

ما ناظر نيايش ( عارفانه و راز و نياز پرشور و پراخلاص ) تو با خدا بوديم و از خداي جهان آفرين برآورده شدن آن ( خواسته ات ) را خواستيم.

 

ما اينك در قرارگاه خويش, در مكاني ناشناخته بر فراز قله اي سر به آسمان كشيده, اقامت گزيده ايم كه به تازگي بخاطر عناصري بيداد پيشه و بي ايمان, بناگزير

از منطقه اي پر دار و درخت بدينجا آمده ايم و بزودي از اينجا نيز به دشتي گسترده كه چندان از آبادي بدور نيست, فرود خواهيم آمد و از وضعيت و شرايط آينده

خويش تو را آگاه خواهيم ساخت تا بدان وسيله در جريان باشي كه بخاطر كارهاي سازنده و شايسته ات نزد ما مقرب هستي و خداوند به مهر و لطف خود, تو را به  انجام و تدبير اين كارهاي شايسته توفيق ارزاني داشته است.

 

از اين رو تو- كه خداي جهان آفرين با چشم عنايتش كه هرگاه آن را خواب نمي گيرد, وجودت را حفظ كند- بايد در برابر فتنه اي كه جان آنان را كه آن را در  دلهايشان كشته اند, به نابودي خواهد افكند, بايد بايستي!  و بايد باطل گرايان بدانديش را بترساني! چراكه از سركوبي آنان, ايمان آوردگان, شادمان و جنايتكاران, اندوه زده خواهند شد.

 

و نشانه حركت و جنبش ما از اين خانه نشيني و كناره گيري, رخداد مهمي است كه در سرزمين وحي و رسالت, مكه معظمه, از سوي پليدان نفاق پيشه و نكوهيده, رخ خواهد داد, از جانب عنصري سفاك كه ريختن خونهاي محترم را حلال شمرده و به نيرنگ خويش, آهنگ جان ايمان آوردگان خواهد كرد, اما به هدف ستمبار و  تجاوزكارانه خويش دست نخواهد يافت, چرا كه ما پشت سر توحيدگرايان  شايسته كردار, بوسيله نيايش و راز و نيازي كه از فرمانرواي آسمان و زمين پوشيده نمي ماند, آنان را حفاظت و نگهداري خواهيم كرد.

 

بنابراين قلبهاي دوستان ما به دعاي ما به بارگاه خدا, آرامش و اطمينان يابد و آسوده خاطر باشند كه خداوند آنان را بسنده است و گرچه درگيريهاي  هراس انگيزي, آنان را به دلهره مي افكند, اما از گزند آن عنصر تبهكار در امان خواهند بود و سرانجام, كار با دست توانا و ساخت تدبير نيكوي خدا- تا هنگامي كه پيروان ما از گناهان دوري گزينند- شايسته و نيكو خواهد بود.

 

هان اي دوست پراخلاص كه همواره در راه ما بر ضد بيدادگران در سنگر جهاد و پيكاري! خداوند همانسان كه دوستان شايسته كردار پيشين ما را تأييد فرمود, تو را

نيز تأييد نمايد! ما به تو اطمينان مي دهيم كه هركس از برادران دينيت, پرواي پروردگارش را پيشه سازد و آنچه را به گردن دارد به صاحبان حق برساند, در فتنه

نابود كننده و گرفتاريهاي تيره و تار و گمراهگرانه, در امان خواهد بود و هر آن كس كه در دادن نعمتهايي كه خداوند به او ارزاني داشته, به كساني كه دستور رسيدگي به آنان را داده است, بخل ورزد, چنين كسي در اين جهادو سراي ديگر, بازنده و زيانكار خواهد بود.

 

دوست واقعي! اكر پيروان ما- كه خداي آنان را در فرمانبرداري خويش توفيق ارزاني بدارد- براستي در راه وفاي به عهد و پيماني كه بر دوش دارند, همدل و

يكصدا بودند, هرگز خجسنگي ديدار ما از آنان به تأخير نمي افتاد و سعادت ديدار ما, ديداري بر اساس عرفان و اخلاص از آنان نسبت به ما, زودتر روزي آنان

مي گشت.

 

 از اين رو (بايد بدانند كه ) جز برخي رفتار ناشايسته آنان كه ناخوشايند ما است و آن عملكرد را زيبنده اينان نمي دانيم, عامل ديگري ما را از آنان دور نمي دارد.

خداوند ما را در ياري بسنده و نيك, كارسازاست و درود او بر سالار و هشدار دهنده ما محمد (ص) و خاندان پاكش باد!

 

« اين نامه در آغاز شوال به سال 412 هجري نگارش يافت. »

رونويسي از دستخط جديد شريفكه درور خدا بر نگارنده آن باد!:

« اين نامه ما بسوي توست, اي دوستي كه حقيقت والايي به تو الهام شده- كه به املاي ما و خط يكي از افراد مورد اعتمادمان نوشته شده است- پس آن را از

همگان پوشيده بدار و آن را پيچيده و به كسي نشان مده و نسخه اي از آن بردار وآن گروه از دوستاني را كه به درستي و امانتداريشان اعتماد داري, بر دريافت آن آگاه

ساز كه خداوند به خواست خويش, آنان را به بركت ما, مشمول (بركات) خويش سازد!

 

سپاس از آن خداي يكتاست و درود بر سالارمان محمد (ص) پيام آور خدا و خاندان پاك و پاكيزه اش باد!

+ نوشته شده در  87/02/23ساعت 19:54  توسط یا ابا صالح  | 

ويژگيهاى ياران آن حضرت در قرآن

ويژگيهاى ياران آن حضرت در قرآن

در قرآن اين كتاب انسان ساز و حركت آفرين در رابطه با ياران نمونه حضرت مهدى (عج ) يك آيه است كه بسيار اميد بخش و سازنده است ، اين آيه در حقيقت بيانگر حقائق و واقعيتهائى است كه اگر به طور جدى و همه جانبه تعقيب گردد، موانع سر راه را برمى دارد و جهان را به استقبال مصلح جهانى حركت مى دهد .
در سوره مائده آيه 59 خداوند به طور مستقيم ، مؤ منان را مورد خطاب قرار داده و مى فرمايد :
اى مؤ منان هر كس از شما مرتد شد و از اسلام بيرون رفت ، خداوند در آينده جمعيتى را مى آورد كه داراى اين چنج امتياز هستند :
1- هم خداوند آنها را دوست دارد و هم آنها خدا را دوست دارند .
2- در برابر مؤ منان خاضع و مهربانند .
3- در برابر مشركان و دشمنان ، سرسخت و نيرومندند .
4- به طور پى گيرى در راه خدا جهاد و تلاش مى كنند .
5- در مسير انجام وظيفه از سرزنش هيچ سرزنش كننده اى نمى هراسند .
اين فضل خدا است كه به هر كس بخواهد (و شايسته ببيند) مى دهد، فضل و رحمت خدا وسيع است و او بر همه چيز آگاه است .
در روايات براى اين آيه مصاديق مختلفى بيان شده از جمله اينكه :

 اين آيه در مورد ياران حضرت مهدى (عج ) است كه با اين ويژگيها با تمام قدرت ، در مقابل مرتدين و كارشكنان مى ايستند، و براى برقرارى حكومت عدل امام قائم (عج ) و برقرارى عدالت در كل جهان تلاش مى كنند .
و در عبارتى امام صادق عليه السلام فرمود :
صاحب اين امر حضرت مهدى عج در پرتو اين آيه در حمايت چنين ياران آگاه و دلاورمحفوظ است .
ويژگى اول : به عشق آن ياران به خدا اشاره مى كند، آنها كه جز به خدا نمى انديشند، در حدى كه خداوند نيز آنها را دوست دارد.

 روشن است كه چنين روحيه اى كه در پرتو ايمان و توكل بدست مى آيد، بزرگترين عامل خيزش و پرواز و اراده و تقوى است كه نقش آن در حماسه آفرينى اعجازآميز و شگفت انگيز مى باشد .
ويژگى دوم : به پيوند اخلاقى و وحديت و يكپارچگى با مؤ منان اشاره مى كند كه نقش آن در پيشبرد كار بسيار مهم و چشمگير است .
ويژگى سوم : حاكى از سازش ناپذيرى مؤ منان در برابر كافران ، و نه شرقى بودن و نه غربى بودن آنها است كه در پرتو آن هر گونه تلاش و شگرد دشمن خنثى مى گردد ....
ويژگى چهارم : جهاد و مبارزه پى گير با كفار و دشمنان اسلام است .
بالاخره ويژگى پنجم : كه بسيار مهم است ، قاطعيت و پايمردى مؤ منان را بيان مى كند كه روح محافظه كارى و مجامله در آنها نيست ، از عوامزدگى و محيطزدگى و غوغاى اكثريت منحرف و استهزاء آنها نمى هراسند، و با گامهاى استوار در صراط مستقيم حركت مى كنند و ياوه هاى چپ و راست در حركت آنها اثر ندارد .
و بايد به آغاز آيه نيز توجه داشت كه ارتداد و بيعت شكنى عده اى وجيه المله ، آنها را سست و نگران نمى كند، آنها شرايط سخت حاضر را معيار قرار نمى دهند اميد به آينده دارند، چرا كه خود آينده سازند و كمبودها آنها را سست و لرزان نمى كند .
در ميان اين ويژگيها هر چند همه در جاى خود از اهميت بسيار برخوردارند ولى اين ويژگى پنجم از همه مهمتر به نظر مى رسد ابوذر غفارى ، آن مرد نستوه و قاطع را در تاريخ با اين لقب : لا يخاف فى اللّه لومة لائم مى خوانند، و خود مى گويد :

پيامبر صلى اللّه عليه و آله به من سفارش كرد كه در راه خدا از ياوه سرائى ياوه سرايان و سرزنش كنندگان نهراسم .

وقتى كه حجر بن عدى آن بزرگمرد خدا با يارانش به فرمان معاويه به شهادت رسيدند، امام حسين عليه السلام بزرگترين چهره انقلابى تاريخ به عنوان اعتراض به معاويه نوشت و در آن نامه بخصوص اين ويژگى حجر و يارانش را تذكر داد و نوشت :
تو كسانى را كشته اى كه امر به معروف و نهى از منكر مى كردند، گناه را بزرگ مى شمردند و لا يخافون فى اللّه لومة لائم و در راه خدا از ملامت ، ملامت كنندگان نمى هراسيدند .
بسيارى هستند از ياوه سرائيهاى رسانه هاى همگانى شرق و غرب تحت تاءثير قرار مى گيرند و خود را مى بازند، ولى اگر داراى اين ويژگى بودند، هيچگونه تحت تاءثير قرار نمى گرفتند بلكه بيشتر به راه خود ادامه مى دادند .


معرفي به دوستان

+ نوشته شده در  87/02/23ساعت 19:52  توسط یا ابا صالح  |